روی دل دیگران داغ نگذارید، در خوشبینانه ترین حالت، به اندازه ی همان داغ، حرارت از زندگیتان می رود
یخ می زنید
بدبینانه اش بماند
فقط
دشمن ها هستند که همیشه حرف هم را بی هیچ کم و کاستی می فهمند. اغلب هم
لبخندی چاشنی گفت و گویشان است. دوستی همیشه با سوء تفاهم همراه است، عشق
خیلی بیشتر.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 0:45 توسط سمیه
|
من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد من که می دانم که تا ، سرگرم بزم هستی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم ، پس چرا عاشق نباشم من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست من که میدانم اجل ، ناخوانده و بی دادگر سرزده می اید و راه فراری نیست نیست پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟
من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد نوبت نوبتِ خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟